ابعاد بازاریابی :

بازاریابی دارای ابعاد گوناگون به شرح زیر می باشد:

1) بازارگرایی: اولین ویژگی بازاریابی جدید بوده که بر اساس آن ، بازاریاب ،مشتری و بازار را در کانون   فعالیت های خود قرار داده و در تمام تلاشهایش به نیازهای بازار و مشتری گرایش و توجه دارد(مناجاتی،1389: 13) در واقع رمز کامیابی سازمان ها بستگی به همگامی آن ها با شرایط روز و نیازها و خواسته های روز مشتریان دارد و این امر مستلزم پذیرش بازارگرایی به عنوان یک فرهنگ سازمانی در تمام سطوح سازمانی است(سیدخندان،شکوری گرکانی ،1391).پس بازار گرایی یعنی اینکه تمام فعالیت بنگاه اقتصادی حول رضایت مشتری و خشنودی او دور می زند، در این نگرش اصل و اساس مشتری است ،اوست که محور عملیات یک بنگاه اقتصادی را مشخص می کند و سازمان ها برای بقا و رشد ناگزیرند که مشتری مداری و بالاتر ازآن مشتری نوازی را سر لوحه عملیات خویش قرار دهند و برای توفیق در این ماموریت باید رقبا را زیر نظر داشته باشند تا بتوانند نسبت به آنان ،ارزش و مطلوبیت بیشتر و ارزنده تری را به مشتریان تقدیم کنند تا از سوی آنان انتخاب شوند(درگی ،1388 : 129)

2) بازارشناسی:براساس این بعد بازاریاب در تلاش است تا از طریق تحقیقات بازاریابی و ایحاد ارتباط با مشتری جنبه های مختلف بازار را شناسایی نماید .به عبارتی شناخت بازار یعنی تلاشی سیستماتیک جهت جمع آوری ،ضبط و ثبت اطلاعات مربوط به همه اجزای تشکیل دهنده نظام بازار(مناجاتی ،1389 : 13).

با توجه به تفاوت بین خواسته ها و تمایلات مشتریان و هم چنین ویژگی های فرهنگی ، اقتصادی، جغرافیایی و …آ نها ،دیگر نمی توان تمام مشتری ها را با یک چشم نگریست و مجبوریم برای هر بازار ، متناسب با ویژگی ها و خصوصیات خودش عمل کنیم .به عبارتی بازارهای مختلف نسخه های متفاوتی را طلب می کنند. این شرکت ها هستند که می بایست خودشان را با مشتریان هماهنگ کنند و پاسخ باب میل ایشان ، آن هم خوب تر و موثر تر از رقبا به  آنها بدهند.برای توفیق در بازارهای رقابتی ابتدا باید مشتریان را شناخت .بازارشناسی لازمه توفیق در بازار است .بازاریابان و فروشندگان مجرب قبل از هر اقدامی ابتدا برای بازارشناسی هزینه می کنند آن ها نیک می دانند که هزینه های شناخت بازار در واقع سرمایه گذاری است و از زیان های فراوان تصمیمات بدن شناخت جلوگیری می کند.(درگی،1388: 121)

3) بازاریابی : بر اساس این بعد بازاریاب ابتدا بازار را بخش بندی نموده ،سپس به انتخاب بازار مورد هدف می پردازد و در نهایت با تخصیص بهینه منابع خود ،محصولات و خدماتش را به بازار عرضه کرده و در بازار مورد نظر تخصص پیدا می کند .بنابراین اساس بازاریابی جلوگیری از هدر رفتن منابع و امکانات و هم چنین یافتن مناسب ترین جایگاه محصول یا شرکت در بازار می باشد(مناجاتی،1389 : 13).

4)بازارگرمی: با گسترش رقابت و افزایش اقدامات برای جذب مشتریان و اهمیت رضایت آنان ،دیگر فقط اتکا به مواردی چون کیفیت محصول کافی نیست بلکه ،سازمان ها می بایست بتوانند با اقدامات بازارگرمی نظیر تبلیغات و سایر شیوه های ترویج سهم صدایشان را در بازار افزایش دهند.نمی توانیم امروزه بگوییم”عطر آن است که خود ببوید،نه آن که عطار بگوید”بلکه باید بگوییم”عطرآن است که هم خود ببوید و هم عطار بگوید”(درگی ،1388: 131)

در بازارگرمی ابتدا بازاریاب مشتری را از محصول آگاه نموده و سپس از طریق فعالیت های ترفیعی و تبلیغاتی ،وی را جهت خرید محصول متقاعد و ترغیب می نماید .استفاده از نوآوری ،خلاقیت و ابتکار از ابزار اصلی بازار گرمی محسوب می شوند.

5)بازارسازی: بر اساس این بعد بازاریاب بعد از کسب جایگاه مناسب در بازار و بدست آوردن سهم قابل توجهی از آن در تلاش است تا از طریق بکارگیری مناسب آمیخته بازاریابی ،سهم خود را افزایش داده و در مشتریان نفوذ کند. به عبارتی بازارسازی یعنی ارائه محصولی با کیفیت با قیمت مطلوب ،در زمان و مکان مورد نظر خریدار ،از طریق ابزار تشویقی و تبلیغاتی مناسب به وی.بنابراین

بازارسازی= حفظ و افزایش سهم بازار(مناجاتی،1389 :13).

6)بازارداری: یکی از مهم ترین وظایف سازمان ها ،بازارداری است و معنا و مفهوم آن این است که وقتی مشتری را با هزینه فراوان جذب کردیم نباید او را از دست بدهیم.هزینه های مالی،روانی،زمان و انرژی فراوانی از سوی شرکت برای جذب مشتری پرداخت می شود .طبق تحقیقات ،هزینه جذب یک مشتری جدید 3 تا 30 برابر هزینه نگهداری مشتری قبلی است .به همین جهت است که در کشورهای توسعه یافته به مفهوم LTV به معنای ارزش طول عمر مشتری دقت ویژه ای دارند و می دانند که از دست دادن یک مشتری یعنی از دست دادن تمام منافعی که او در طول عمرش می توانست برای سازمان ایجاد کند ،به اضافه از دست دادن مشتریانی که به واسطه تبلیغات دهان به دهان او می توانستند به سازمان ما سفارش محصول دهند. به این موارد تبلیغات منفی مشتری ناراضی را اضافه کنید تا اهمیت بیشتر بازارداری نمایان شود.(درگی ،1388: 126)بازارداری یعنی حفظ مشتریان و تشویق و ترغیب آن ها و استفاده بیشتر از کالا یا خدمات از طریق کسب رضایتمندی آن هاست که مستلزم داشتن اطلاعات کافی در خصوص رفتار مصرف کنندگان ،حرکات رقبا ،اثرات محیطی،بررسی فعالیت های موسسه و سایر اطلاعات و دانش های خاص حوزه بازاریابی است(سید خندان،شکوری گرکانی،1391).

7)بازار گردی: بازار گردی به معنای گردش کردن و حضور در بازار یکی از ابعاد علم مارکتینگ است .این پذیرفته نیست که بگوییم اگر مدیر یا سرپرست قابل و شایسته باشد تمام اطلاعات را از محل کار خویش و یا پشت میز کسب خواهد کرد .باید پذیرفت که پشت میز جای کوتاهی برای دیدن بازار است(درگی،1388: 124) در بازارگردی بازاریاب به منظور یافتن ایده ها و روش های جدید کار باید در بخش های مختلف بازار حضوری فعال داشته باشد. مهم ترین نقش این بعد تقویت و گاهی هم تغییر در دید بازاریاب می باشد چرا که وی را وادار می سازد تا بیشتر از دیگران با تحولات بازارها آشنا شوند(مناجاتی،1389: 15).

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

تاثیر بازاریابی حسی بر جذب مشتری در صنعت هتل و رستوران