امروزه یکی از اختلالات نسبتا شایع روان­پزشکی که عمدتا در دوران انتهای نوجوانی و ابتدای جوانی در افراد مشاهده می­شود، اختلالات خوردن[1] است که تحت عنوان اختلالات تغذیه و غذا خوردن نام گذاری شده است(راهنمای آماری و تشخیصی اختلالات روانی، 2013).

اختلالات تغذیه و غذا خوردن با یک اختلال مداوم در غذا خوردن یا رفتار مربوط به غذا خوردن مشخص می­شود که منجر به تغییر مصرف یا جذب مواد غذایی شده  و به طور قابل توجهی باعث اختلال در سلامت جسمی و عملکرد روانی فرد می­شود(راهنمای آماری و تشخیصی اختلالات روانی، 2013).

اگر­چه اختلالات خوردن هم زنان و هم مردان را در بر­می­گیرد اما زنان تقریبا 10برابر بیشتر از مردان تشخیص این اختلال را دریافت می­کنند. بطوریکه میزان شیوع بی­اشتهایی عصبی[2] در بین زنان جوان 4/0درصد است و نسبت زنان و مردان 10 به 1 می باشد و معمولا در طول نوجوانی و اوایل جوانی آغاز می­شود(راهنمای آماری و تشخیصی اختلالات روانی،2013).

همچنین میزان شیوع پر­خوری عصبی[3] نیز در بین زنان جوان5/1-1درصد است و نسبت زنان و مردان 10 به 1 می­باشد و بیشترین شیوع در طول نوجوانی می­باشد(راهنمای آماری و تشخیصی اختلالات روانی،2013).

این دسته از اختلالات باعث ایجاد اشکال در سلامت جسمی و عملکرد روانی فرد می­شوند؛ کیفیت زندگی فرد مبتلا را مختل کرده و همچنین ممکن است سبب افزایش مرگ و میر شوند. علت اصلی این اختلالات هنوز به خوبی شناخته نشده است و درمان آن­ها نیز مشکل است(ماترز و همکاران، 2000؛ به نقل از استریگل- مور[4] و بولیک[5]، 2007). سبب شناسی اختلالات خوردن عوامل متعدد زیست شناختی، روان پویشی، روان شناختی و محیطی را در این اختلال دخیل می­داند(سادوک [6]،سادوک؛ 1390). پژوهش­ها درمورد سبب شناسی و علل زمینه ساز علایم اختلالهای خوردن به عوامل مختلفی از قبیل عوامل فرهنگی، اجتماعی، تعاملات خانوادگی، عوامل زیست شناختی و روان شناختی اشاره می­کند(ویلیامسون[7]،استوارت[8]، مارتین[9]؛2004).

نظریه­های شناختی رشد و نگهداری اختلالات خوردن پیشنهاد می­کنند که نشانگان  اختلالات خوردن توسط افکار منفی و بدکارکردی پنداشتها درباره خوردن، وزن و شکل بدنشان بوجود می­آید(بک،1976؛به نقل از دامیون[10] ، ریس[11]، رید[12]، اتکینس[13]،پاتون[14]، 2015). بطوریکه افرادی که از این اختلال رنج می­برند به  تغذیه، وزن و شکل بدن خود و همچنین به توانایی­هایشان برای کنترل داشتن روی این جنبه­های زندگی­شان اهمیت زیادی قائل می­شوند(فریبورن، کوپر و شافران2003؛ به نقل از دامیون و همکاران، 2015).

همچنین نظریه­های شناختی- رفتاری اختلالات خوردن بر نقش نگرش­ها و باور­های مربوط به وزن، شکل و خوردن در شکل­گیری و تداوم اختلالات خوردن و علایم آن تاکید می­کنند. این باور­ها عموما در افکار خود­آیند مربوط به وزن، شکل و خوردن منعکس می‌­شوند(سادوک و سادوک، 1391). رز[15]،کوپر[16] و ترنر[17](2006) اهمیت این باور­ها را در بروز اختلالات خوردن تصدیق می­کنند. به هر حال وجود افکار خود­آیند منفی و باور­های نا­مطلوب مربوط به شکل و وزن ممکن است توضیحات شناختی مناسبی برای اختلال خوردن فراهم کنند(رز و همکاران،2006).

همچنین امروزه مکانیزم­های دفاعی[18] به دلیل اهمیت ویژه­ای که در مفهوم­پردازی اختلالات روانی و درمانی آنها از دیدگاه روان‌پویشی دارند مورد توجه زیادی قرار گرفته اند . بطوریکه سبک­های دفاعی غیر انطباقی منجر به بروز نشانه­های روان پزشکی می شوند(یونگ جان[19] ، لی[20]، یونگ یو[21]، سونگ[22]، کیم[23]،2015). در نظام روان­تحلیل گری هر اختلال روانی با مکانیزم­های دفاعی مشخصی همراه است و دفاع­ها نقش مهمی در سلامت روانی افراد ایفا می­کنند. با این توصیف مکانیزم­های دفاعی بطور منطقی این ظرفیت را دارند که به عنوان یکی از عامل­های تأثیرگذار در بروز اختلالات روانی در نظر گرفته شوند(افضلی، فتحی آشتیانی، آزاد فلاح، 1388).

هیجان­ها نیز نقش حیاتی در زندگی انسان ایفا می­کنند و بسیاری از فرایند­های اجتماعی و شخصی را شکل می­دهند. اما گذشته از این که انسان­ها در اعمالشان تحت تاثیر هیجانات هستند، به نوبه­ی خود توانایی تنظیم کردن پاسخ­های هیجانی را بوسیله مکانیزم­های متفاوت نیز دارند(ورتیکا[24]، ویلیومیر[25] و ساندر[26]، 2011). در حقیقت اختلالات روان­پزشکی متعددی با بی­ثباتی عاطفی و بی­نظمی هیجانی ارتباط داده شده است (کوئنیسبرگ و همکاران ، 2002؛ فیلیپس و همکاران، 2003، به نقل از چمبرز[27] و همکاران، 2009). در دهه گذشته، توجه روزافزونی به پدیده هیجانات شده است و مفهوم تنظیم هیجانی، نقطه آغازین پژوهش‌ها در این زمینه بوده است (سوارس[28]، 2003). در سال‌های اخیر تنظیم هیجانی به عنوان یک فرایند اساسی در تحقیق و درمان آسیب‌شناسی روانی مورد هدف قرار گرفته است. تنظیم هیجانی[29] یک مهارت کلیدی اجتماعی است و کسانی که در تسلط داشتن در آن شکست می‌خورند در معرض خطر اختلال‌های بالینی هستند (لام[30] ،گرانیس[31]،زلازو[32] و لوئیس[33] ، 2011).

Eating Disorders 1

2anorexia nervosa

3Bulimia nervosa

[4]Striegel-Moore

[5] Bulik

[6] Soduck

[7] Williamson

[8] Stewart

[9] Martin

[10] Damiano

[11] Reece

[12] Reid

[13] Atkins

[14]  Patton

[15] Rose

[16] Cooper

[17] Turner

[18] Defense  Mechanisms

[19]Yong jun

[20] lee

[21] yong yoo

[22]  song

[23] kim

[24] Vrticka

[25] Vuilleumier

[26] Sander

[27] Golden

[28]Soares

[29] Emotions Regulation

[30] Lamm

[31] Granic

[32] Zlazo

[33] Lewis

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

بررسی رابطه ­ی بین مکانیزم­های دفاعی، طرحواره­های ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی با رفتارهای بیمارگونه­ی خوردن