تعاریف استرس

ونگ [1] (1990 ، به نقل از دادستان ، 1386) معتقد است که استرس سازه‌اي پويا است که روان‌شناسان را با چالش روبرو کرده است و ريشه اصطلاح استرس در مفاهيم مهندسي‌است وبه مقدار فشار بيروني وارد شده بر اجسام اشاره دارد. استپ توي[2]  ( 2008، به نقل از ایزدی ، 1390) استرس  را به اين صورت تعريف کرده است: هنگامي که الزامات مربوط به فعاليتي فراترازتوانايي فردي و اجتماعي است ، پاسخ‌هايي ارائه مي‌شوند که به آنها استرس مي‌گويند. براي نمونه، رانندگي براي فردي که در حال يادگيري است، از شرايط تنش‌زا محسوب مي شود؛ اما براي راننده با تجربه، فعاليتي بسيار آسان به‌شمار مي رود.

واژه استرس از لغت لاتین”Stringer” به معنی ”سختی“ گرفته شده است. استرس یک واکنش تطبیقی به یک عامل بیرونی است که پیامدهای فیزیولوژیکی، رفتاری، شناختی و روان شناختی زیادی برای هر فرد در پی داشته، فرد را از حالت عادی خارج می کند.هانس سلیه[3] (1990، به نقل از ابطهی و الوانی ، 1389) پزشک اتریشی،پدر استرس در مفهوم جدید آن، بیان نمود که استرس بیانگر عکس العملهای فیزیکی- شیمیایی، ذهنی و عاطفی بدن درمقابل رویداد ها و موقعیت های وحشتتناک، هیجان آور، خطرناک و حساس است و بنابراین استرس واکنش و پاسخی به موقعیت های فشار آور است یا حالتی قلمداد می شود که در آن فرد بر اثر محرکهای خارجی از وضعیت و حالت معمول خود خارج می شود و می کوشد خود را با آنها منطبق و سازگار نماید، بنابراین  واکنش روان تنی حاصل از این تلاش استرس نام دارد.

در تعریف دیگر استرس پاسخی است که فرد برای تطبیق با یک وضعیت خارجی متفاوت با وضعیت عادی، بصورت رفتار روانی یا جسمانی از خود بروز می دهد( ابطهی و الوانی ، 1389).

 تعاریف مفهوم  استرس بنا بر نظریه تعاملی که به روابط بین فرد و محیط تاکید می کند،  بیشترین تائید را به خود اختصاص داده است. از جمله : نظر لازاروس [4] که استرس  را نتیجه فرآیند قضاوت ارزشی افراد از حوادث و موقعیت ها ، تعریف نموده است. در توضیح این مطلب باید گفته شود که وقتی فرد با حوادث و یا موقعیت های گوناگون روبرو می شود ، درگیر  یک فرآیند ارزشی در مورد آن حادثه یا موقعیت می شود ،  تا زمانی که معنی آن حادثه را درک کرده  و همچنین قضاوت می کند که آیا امکانات و توانائیهای او به اندازه کافی هستند تا تقاضاهای محیط را برآورده سازند. بنابراین  در اینجا استرس نتیجه این فرآیند قضاوت ارزشی است (لازاروس ، 2002، به نقل از ابطهی و الوانی ، 1389).

در تعریف دیگر استرس نیروی قدرتمندی است که دارای آثار مثبت و منفی زیادی است و مانند آب رودخانه ای است  که با ایجاد سد می توان آن را مهار و مورد بهره برداری قرار داد،  یا اینکه آنرا به سیل ویرانگری تبدیل نمود . بنابراین تعریف استرس تا حدی می تواند مفید باشد و قدری فشار روانی جهت ایجاد انگیزه در انسان ضروری است اما زمانی که از آن بحث می گردد به نتایج منفی آن نگاه می شود و منظور ، آن بخش از استرس است که مضر است (ابطهی و  الوانی،  1389 ).

فرهنگ جامع و روانشناسی و روانپزشکی (1373، به نقل از ایزدی ، 1390) استرس را چنین معنی می کند: «هر چیزی که در تمامیت زیست شناختی ارگانیسم خللی به وجود آورد و شرایطی ایجاد کند که ارگانیسم طبیعتاً از آن پرهیز  کند،  استرس شمرده می شود. استرس ممکن است بصورت محرکهای فیزیکی ، عفونتها ، واکنشهای آلرژیک و نظایر آن باشد و یا بصورت تغییر در شرایط اجتماعی افراد.

[1] Wang

[2] Steptoe

[3] Selie

[4] Lazarus

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

رابطه ی بین استرس شغلی و فرسودگی شغلی با سلامت روان در بین کارکنان اداره آموزش وپرورش شهر کرمانشاه