مجتمع زیستی

2-1-1- معرفی مجتمع زیستی

ﭘيوند مابين انسان و محيط مسكوني مبتني بر تعامل قابليت هاي بلقوه قلمروي كالبدي و نيازهاي انساني است. توجه به زندگي اجتماعي در قالب مجتمع مي بايد ما را به گونه اي از ﭘناهگاههاي انساني متوجه سازد كه در آن نتيجه همزيستي مؤثر انسان با دنياي مادي به منظور ارضاي نيازهاي انساني و گروههاي مردم كه متاثر از ادراك آنها از آن نيازها است كه در قالب مفهوم مجتمع قابل مشاهده باشد. لذا هر نمودي در زندگي اجتماعي در مجتمع گوياي حضور مردم است. مشاركت زندگي اجتماعي مردم در اين مكان ابعاد گوناگون دارد. اگر چه انسان ها از نگاه جغرافيايي زيستي و محيط فرهنگي در شرايط متفاوت بسر مي برند اما در بسياري از نيازها داراي وجوه مشترك بسيار مي باشند. توجه به اين نيازهاي مشترك ما را در جهت چگونگي زندگي اجتماعي در محيط هاي مسكوني در فرهنگها و اقليمهاي متفاوت هدايت مي نمايد. توجه به برنامه ريزي نيازهاي انساني در زندگي جمعي و مصاديق مختلف آن، آنها را قادر مي سازد تا در جهت ﭘايداري كالبد، فرهنگي، زيست محيطي، اقتصادي و سياسي الگوهاي متناسب را ارائه نمايند. زندگي بر مبناي مشاركت مردم در فرآيند اين نوع از زندگي اجتماعي و توجه به نيازها و ارزشهاي انساني آنان نقش مهمي در اين ارتباط دارد. در جهت دست يابي به اين شاخص ها در ابتدا شناخت ويژگيهاي اين عملكرد الزامي است، و نبايد طراحي بر اساس نيازهاي مشترك ساكنان صورت ﭘذيرد. به طور كلي، مفهوم زندگي در مجتمع مي تواند از ابعاد مختلف اجتماعي، روانشناسي، ذهني و ادراكي، كالبدي و سياسي تعريف شود. هريك از ابعاد مختلف، تعريف خاص خود را از مجتمع مسكوني ارائه مي دهند. از سوي ديگر، اين تعاريف در جوامع مختلف و نيز در مقاطع تاريخي مختلف مي تواند متفاوت باشد.

همچنين كيفيتهاي ادراكي مشابه، فضاهاي باز و بسته، انسجام، ﭘيوستگي و رازآميزي، خوانايي، آشنايي و ازدحام يا آرامش در ترجيح و انتخاب ساكنان براي استفاده مداوم از فضاهايي كه براي امور متفاوت تاثير گذار است.[1]

هنوز هم مفاهيمي چون “همسايه” در ساختار اجتماعي و ذهني ساكنان خانه ها در ايران وجود دارد. كه  بيشتر باﭘيوند هاي اجتماعي مناسب و از اهميت ويژه اي برخوردار است و هويت فرهنگي و جمعي خاصي را دارا مي باشد. در مجتمع هاي مسكوني كه از قبل طراحي و برنامه ريزي شده اند ساكنين حداقل يك وجه مشترك دارند و آن اين است كه آنها با توجه به ويژگي ها و تمايلات خاص خود زندگي در اين مجتمع ها را برگزيده اند و لذا به آن احساس تعلق و وابستگي دارند.[2]

با بوجود آمدن اين ﭘيچيدگي ها، تشخيص نيازهاي روزمره استفاده كنندگان از مسكن و تأمين آن به سهولت گذشته نمي باشد. در اين خصوص تنها اتكا به تحقيق سامان يافته و دست يافتن به نيازهاي قابل تعميم جمعيت هاي مورد نظر مي تواند مبنايي براي برنامه ريزي و فراهم آوردن مقدمات طراحي مجموعه ها باشد. در طراحي مجموعه هايي كه ساكنان آينده آنها مشخص نيستند معمولاً مطالعه جمعيت هاي با ويژگي هاي فرهنگي و با شيوه زندگي مشابه تعيين كننده نيازهاي ساكنين آينده است. سازگاري و هماهنگي ميان عوامل انساني و الگوهاي كالبدي و محیطی مي تواند منجر به طراحي محيط هاي مسكوني شود كه وقوع رفتارهاي در خور آداب زندگي جمعي و سنت سكونت ساكنين را تشويق نمايد. [3]

منظور از مجموعه هاي مسكوني، مجموعه هايي است كه تحت عناوين مختلف از جمله مسكن اجتماعی، به گونه اي يكجا و همزمان در شهر هاي ﭘرجمعيت ايران از جمله تهران برنامه ريزي، طراحي و اجرا مي شوند. در اين گونه مجموعه ها معمولاً مالكيت بخشي از فضاهاي عمومي و نيمه عمومي مشاع بوده و استفاده از آنها تابع مقررات خاص و جمعي است. مقياس اين مجموعه ها معمولاً بسيار متفاوت و از چند واحد مسكوني(مانند ساختمانهايي كه به صورت تجميع شده در يك قطعه تفكيكي ساخته مي شوند)، تا ساختمانهاي بلند مرتبه مسكوني(مانند مجموعه هايي چون آ.اس. ﭘ .يا مجموعه مسكوني ستارخان) و حتي مجموعه هاي بزرگي كه به صورت ناحيه اي از شهر درآمده اند(مانند شهرك اكباتان) متغير است.

با توجه به اينكه تراكم مجموعه هاي مسكوني عامل مهمي در شكل گيري و جريان زندگي در آنهاست، مقصود از افزايش افزايش تراكم در مجموعه هاي مسكوني علاوه بر تعاريف عام تراكم ساختماني، يعني نسبت فضاي ساخته شده به واحد سطح، ويا تراكم جمعيتي به معناي نسبت جمعيت به واحد سطح، كه تعاريفي  اعتباري و قراردادي هستند، تراكم ادراكي كه مفهومي نسبي است نيز مورد نظر مي باشد. تراكم ادراكي تراكمي است كه مردم و ساكنين يك مجموعه با توجه به ﭘيشينه فرهنگي و مكاني خود از آن مجموعه دريافت مي كنند. بنابراين تعريف حتي يك مجموعه واحد توسط افراد با ﭘيشينه هاي مختلف مي تواند با تراكم هاي متفاوتي ادراك شود.

[1] پوردیهیمی،شهرام،(1382)،”فضاهای باز در مجموعه های مسکونی”،نشریه علمی پژوهشی صفه،دانشکده معماری شهرسازی دانشگاه شهید بهشتی،شماره 36،صفحه 30

[2] منصوری،سید امیر،(1383)،احیای مفهوم محله، راهکار ایجاد حس تعلق به مکلن، مرکزمطالعات و تحقیقات امور اجتماعی و فرهنگی شهرداری،تهران،صفحه 21-3

[3]  مفهوم محيط هاي حمايت كننده را راﭘاﭘورت مورد بحث قرار داده و منظور از آن محيط هايي است كه استفاده مردم از عملكردهايي خاص را تشويق يا تسهيل كند.Rapoport,1982 و Rapoport,1986

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

بررسی قابلیت های مجتمع زیستی