مبانی نظری تعهد سازمانی :

مقدمه :

تعهد سازماني يك نگرش و يك حالت رواني است كه نشان دهنده تمايل ، نياز و الزام جهت ادامه فعاليت در يك سازمان است . دراين بين تمايل ، به معني علاقه و خواست قلبي فرد براي ادامه خدمت در سازمان است و نياز به اين معني است كه فرد به خاطر سرمايه گذاريهايي كه در سازمان انجام داده ، ناچار به ادامه خدمت در آن است . همچنين الزام عبارت از دين ، مسئوليت و تكليفي است كه فرد در برابر سازمان دارد و خود را ملزم به ماندن در آن ميبيند . از ديدگاهي ديگر ، تعهد سازماني نوعي احساس وابستگي و تعلق خاطر به سازمان است . بنابراين تعهد سازماني يك نگرش درباره وفاداري كارمندان به سازمان است ، و يك فرايند مستمري است كه از طريق آن اعضاي سازمان علاقه خود را به سازمان و موفقيت و كارايي پيوسته آن نشان ميدهند ( مجيدي، 1376 ،ص 32  ) . بديهي است تعهد سازماني كاركنان زماني ارزشمند خواهد بود كه بر روي عملكرد سازمان تأثير مثبت داشته و موجب ارتقاء بهره وري سازمان گردد . اين فصل شامل دو بخش مي باشد. بخش اول، تعهد سازماني است كه در اين بخش به تعريف تعهد سازماني پرداخته و ابعاد آن را ذكر نموده ايم، عوامل موثر برابعاد سه گانه تعهد و انواع تعهد را عنوان كرده و به توضيح ديدگاه هاي نوين تعهد سازماني پرداخته ايم. و در نهايت مفهومي جديد در تعهد سازماني ارائه كرده ايم. بخش دوم، مدل ويژگي هاي شغلي است كه در اين بخش نظريه هاي مرتبط با ويژگي هاي شغلي را عنوان كرده، مشخصه ها يا ابعاد مختلف شغلي را به تفصيل توضيح داده ايم، سپس توان انگيزشي شغل را مورد بررسي قرار داده و همچنين اقدامات موثر جهت ارتقا ابعاد پنج گانه شغلي را عنوان كرده ايم و در آخر خلاصه اي از پيشينه پژهشهاي انجام شده را ذكر نموده اييم .

 

ابعاد و تعاريف تعهد سازماني :

در ميان طرفداران رويكرد نگرشي، برخي از پژوهشگران به تعهد سازماني با ديد يك مفهوم چند بعدي مي نگرند كه عوامل مختلفي بر آن تأثير مي گذارند. مي ير و همكارانش از پيشگامان رويكرد چند بعدي مي باشند، مدل سه بعدي آنها از تعهد سازماني، شامل بعد عاطفي، بعد مستمر و بعد هنجاري به عنوان سه بعد تعهد سازماني مي شود.

  1. 1. تعهد عاطفي :

آلن و ميير تعهد عاطفي را به عنوان وابستگي عاطفي فرد به سازمان و تعيين هويت شدن از طريق آن مي دانند. اگر تعهد سازماني را از اين طريق تعريف كنيم ، تعهد عاطفي شامل سه جنبه مي شود:

  • صورتي از وابستگي عاطفي به سازمان
  • تمايل فرد براي تعيين هويت شدن از طريق سازمان
  • و ميل به ادامه فعاليت در سازمان

آلن و مير[1] ( 1990 ) معتقدند كه يك فرد زماني در خود وابستگي عاطفي نسبت به سازمان احساس خواهد كرد كه اهداف سازماني را اهداف خود بداند و متقاعد شود كه سازمان را در راه رسيدن به اهدافش ياري كند. همچنين آنها شرح مي دهند كه تعيين هويت شدن فرد از طريق سازمان زماني رخ مي دهد كه ارزش هاي فردي افراد با ارز شهاي سازماني سازگار بوده و فرد قادر باشد كه ارزش هاي سازماني را در خود دروني سازد. بدون شك در اين تعيين هويت شدن از طريق سازمان يك رابطه روانشناسانه وجود دارد و فرد به خاطر تعيين هويت شدن از طريق سازمان در خود يك نوع احساس غرور مي كند.

از جمله تعاريف ديگري كه به اين جنبه از تعهد اشاره دارند مي توان به موارد زير اشاره كرد:

–  شلدن[2] ( 1971 ): تعهد سازماني يك نگرش يا يك جهت گيري نسبت به سازمان است كه هويت فرد را به سازمان مرتبط مي سازد.

–  كانتر[3] ( 1973 ): تمايل افراد به در اختيار گذاشتن ارزش و وفاداري خويش به نظام اجتماعي.

–  بوكانان ( 1974 ):[4] تعهد سازماني نوع وابستگي عاطفي و تعصب آميز به ارزش ها و اهداف سازمان مي باشد. وابستگي نسبت به نقش فرد در رابطه با ارزش ها و اهداف، نسبت به سازمان به خاطر خود سازمان جداي از ارز شهاي ابزاري آن.

–  سالانسيك ( 1977 ):[5] تعهد حالتي از شخصيت است كه در آن فرد از طريق اقدامات و فعاليت هايي كه انجام مي دهد محدود و مقيد شده و به دليل انجام همين اقدامات اين باور در فرد ايجاد مي شود كه بايد انجام چنين فعاليت هايي را تداوم بخشيد، و درگيري مؤثر خويش را در انجام آنها حفظ نمايد.

–  جاروس[6] و همكارانش ( 1993 ): تعهد عاطفي را مي توان به صورت يك وابستگي روانشناختي به سازمان، شرح داد.

[1]– Alen &Mir

[2] -SHelden

[3]– Kanter

[4] -Bokanan

[5] Salansik

[6] Jaroos

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

رابطه ویژگی های شغلی و شخصیتی با میزان تعهد سازمانی در بین کارکنان مدیریت اکتشاف شرکت ملی نفت ایران