انواع استرس از لحاظ پیامدهای آن

والتر گیلبرت و ویلبرت چن[1] (1982) استرس را به سه نوع منفی، مثبت و خنثی تقسیم کرده­اند.

استرس منفی:  منشأ آن وضعیت­های پرفشار به هم گره خورده، تنش­های عصبی و نیازهای شخصی و دیگر رویه­های ناخوشایند است. «مانند نگرانی، فشار، تنش، ناکامی، خشم، ترس، آزار، سردرد، سرسام، خستگی، ضربه روانی، آشفتگی خاطر، سردرگمی و نارضایتی» (گملچ و چن، 1982، ترجمه فیروزبخت و بیگی، 1375).

استرس خنثی: نگرش­ها و رفتارهایی را شامل می­شود که ابتدا احساسات را بر می­انگیزد. اما باید آنها را خنثی بدانیم چون اگر احساسات را به نحو مناسبی کنترل نماییم و دیدگاه صحیحی در مورد آنها داشته باشیم حتی می­توانند تجارب مثبتی به شمار آیند. مانند: «تغیر ، مسأله، تعارض، بحران، سروصدا، پول، فرصت­ها، ارتباط، انتقاد، عدم توازن، ناراحتی، انتظارات، برنامه­ها، تلفن­ها، غیرمنتظره بودن.» (گملچ و چن، 1982، ترجمه فیروزبخت و بیگی، 1375).

استرس مثبت: هیجان­هایی هستند که مثبت یا خوشایند تلقی می­شوند و موجب استرس­های خوشایند می­گردند مانند: موفقیت، ارتقاء چالش، فرصت، توسعه، پیشرفت، تهییج، بهبود، خلاقیت، دوستی، ازدواج، فرزندان، انگیزش، تعطیلات و دارایی (گملچ و چن، 1982، ترجمه فیروزبخت بیگی، 1375).

انسان­ها دارای نقطه اوج یا حداکثر تحمل برای استرس­های مثبت (خوشایند) و منفی (ناخوشایند) هستند. تعیین حداکثر میزان تحمل انسان­ها در مقابل استرس­ها، استانداردپذیر نیست و به بسیاری از عوامل جسمی – روانی و نظایر اینها بستگی دارد. بطور خلاصه می­توان گفت که تمام انسان­ها در مقابل انواع مختلف استرس مناسب­ترین عکس­العمل­ها و رفتارها را از خود نشان می­دهند و لیکن چنانچه میزان اینگونه فشارها بیشتر از حد تحمل باشد نتایج نامطلوب و حتی غیرقابل جبرانی را در بر خواهد داشت (ملاعباسی، 1391).

4-2- عوامل ایجاد کننده استرس شغلی

استرس شغلی معلول عللی است که از منابع مختلف سرچشمه می­گیرد، این منابع می­توانند در بیرون یا درون سازمان جایی داشته باشند و یا مربوط به گروههای مؤثر بر کارکنان و یا مربوط به خود فرد باشند. اغلب گفته می­شود: هر چه مقام فرد در سازمان بالاتر باشد استرس وی نیز بیشتر خواهد شد. برخی بررسی­ها نشان داده­اند که در اغلب سازمان­ها، مدیران رده میانی، استرس بیشتری را تجربه می­کنند. آنها با تقاضاهای زیادی از فرادستان و زیردستان مواجه­اند. پس بهتر است گفته شود عمدتاً در رده متوسط دیده می­شود. در تحقیقی که توسط ناسا[2] انجام شد، نتایج نشان داد که افراد در موقعیت­هایی که با دیگران سروکار دارند بیشتر از سایرین در معرض استرس و بیماری مرتبط با آن بوده­اند از این علل تحت عنوان عوامل استرس­زا یاد می­شود که بطور مختصر هر یک از این عوامل شرح داده می­شود (شکرکن، 1368).

1-4-2- عوامل فشارزای بیرون سازمان

فشارزای بیرون سازمان را تغییرات اجتماعی، فنی، خانوادگی، مکان زندگی، شرایط اقتصادی و مالی، نژاد، طبقه اجتماعی و شرایط محل زندگی شناسایی کرده­اند. خانواده فرد نیز تأثیر عمده بر شکل­گیری شخصیت او دارد.

2-4-2- عوامل فشارزای درون سازمان

این عوامل عبارتند از:

الف) خط­مشی­های سازمان

  • ارزشیابی غیرمنصفانه و خودسرانه از عملکرد کارکنان
  • نابرابری در حقوق و دستمزد
  • مقررات انعطاف ناپذیر
  • نوبت کاری
  • رویه­های مبهم
  • نقل و انتقالات مکرر
  • شرح شغل­های غیرواقعی

 

ب) ساختار سازمانی

  • تمرکز در تصمیم­گیری و عدم مشارکت کارکنان در تصمیم­گیری­ها
  • فرصت و مجال اندک برای پیشرفت و ترقی
  • رسمی بودن زیاد موقعیت
  • تخصص طلبی بیش از حد
  • وابستگی متقابل بخش­های سازمان
  • تعارض میان کارکنان صف و ستاد

ج) شرایط فیزیکی سازمان

  • ازدحام کارکنان و فقدان حریم شخصی
  • سروصدا، گرما یا سرمای مفرط
  • وجود مواد شیمیایی سمی و یا اشعه­های خطرناک
  • آلودگی هوا
  • خطرات ایمنی
  • نور و روشنایی

د) فرایندهای سازمان

  • ارتباطات ضعیف
  • اطلاع و آگاهی ناکافی از عملکرد شغلی
  • اهداف شغلی مبهم یا متعارض
  • سنجش غیر دقیق یا مبهم عملکرد شغلی
  • نظام مهرکننده غیرمنصفانه
  • اطلاعات نابسند غیرمکفی

[1] Walter H.  Gilbert & Willbert Chen

[2] NASA

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

بررسی رابطه استرس شغلی با رضایت شغلی پرستاران شاغل در بیمارستان­های شهر کرمانشاه در سال 1393