تعریف هویت

هويت از نظر لغوي به معناي ذات، وجود، فطرت، شخصيت و طبيعت هستي است (فرهنگ دهخدا ، 1383).

امروزه کمتر مفهومی است که به اندازه هویت ، واجد معانی متعدد باشد. هویت ، هم در زبان روزمره و هم در بحثهای دانشگاهی مورد  استفاده قرار می گیرد. وجود مفاهیم مترادف و یا نزدیک و مرتبط متعدد برای هویت (مانند من، ما، خود، درک از خود [1]، آگاهی از خود [2]، خود انگاره [3]، هويت خود[4] ، ایگو [5]، سوپر ايگو [6]، و شخصيت[7]) از همين جا سرچشمه مي گيرد.

با اين حال هويت مفهوم تازه اي نيست و حتي در اين آموزه معروف در سر در معبد دافي[8] يعني “خودت را بشناس [9]” نيز به چشم مي خورد. هرچند بدين ترتيب آشكار مي گردد كه هويت از آغاز تمدن ذهن انسان را به خود مشغول داشته اما بدون اغراق ، هيچ گاه رنگ كهنگي به خود نگرفته است. هويت هنوز هم مهمترين دغدغه انسان به حساب  مي آيد (محمدي و دهقان ،1383).

هويت به 2 دسته تقسيم مي شود: هويت ذاتي و هويت عرضي. جنسيت، محل تولد، خانواده، وابستگي قومي و نژادي، جزء هويت هاي ذاتي و وابستگي هاي سياسي و صنفي، از هويت هاي عرضي است. آن بخش از قلمرو حيات كه فرد خودش را با آن معرفي مي كند و در قبال آن احساس تعهد و تكليف مي كند، هويت او را شكل مي دهد.

درباره مفهوم و دامنة هويت ديدگاه هاي متفاوتي وجود دارد. عده اي هويت را داراي 3 كاركرد اصلي مي دانند:

  • افزايش توان گزينش
  • ايجاد امكان ارتباط با ديگران
  • نيروبخشي و نرمش پذيري انسان

اين نرمش پذيري تا جايي است كه مي تواند هويت فرد را با جوهره اي وراي خود، يعني واقعيت پيوند زند. هويت، با تقويت وجه تمايز فرد با ديگران مجموعه اي از خصايل فردي را در فرد پديد مي آورد كه جزيي از معنا و هستي او تلقي مي شود كه فرد به اعتبار آن و با اتكا به آن مي تواند خود را از ديگران متمايز بداند و براي خود حق و قدرت انتخاب قائل شود و توان برقراري ارتباط با ديگران را در خود احساس نمايد. همچنين بر اساس آن، به تنظيم نحوة تعامل با ديگران اقدام مي نمايد (سجادی ،1384).

اریکسون احساس داشتن هویت را سازماندهی پویا و خود ساخته از انگیزاننده ها، توانایی ها، باورها و تاریخ شخصی به صورت یک خود یکپارچه و مستقل که هدایت کننده مسیر در حال رشد زندگی فرد است می داند (دانشپور،1386). او احساس هويت را هماهنگي ادراك فرد از خويشتن با ادراك ديگران از او تعريف مي كند و هويت يابي را در مقابل بحران هويت يا         بي هويتي پديده اي رواني – اجتماعي مي داند، كه در دوره نوجواني ظهور مي يابد.

هويت قسمتي خودآگاه و قسمتي ناخودآگاه است و به زندگي فرد احساسي از يكسان بودن و پيوستگي مي دهد. دوره شكل گيري و تحكيم هويت در طول دوران نوجواني است، يعني هنگامي كه ويژگي هاي زيست شناختي و فرايندهاي عقلي بايستي انتظارات اجتماعي مربوط به عملكرد مناسب بزرگسالي را برآورده سازند. هويت به گذشته وابسته و تعيين كننده آينده است. زيرا كه در كودكي ريشه دارد و پايه و مبنايي است كه وظايف زندگي آينده از طريق آن به ظهور        مي رسند و به عنوان يك پديده رواني – اجتماعي هم در فرد و هم در فرهنگ رايج ريشه دارد (اریکسون[10] 1968 به نقل از كروگر[11]1996).

[1]–  self perception

[2] – self awareness

[3]–  self concept

[4] – self identity

[5]–  ego

[6] – super ego

[7]–  personality

[8]–  dephi Temple

[9]–  know they self

[10]– Ericson, E.

[11]– Kroger, J

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

بررسی رابطه سبک های دلبستگی و سبک های هویت با سلامت روان و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر پیش دانشگاهی شهر قزوین