تعاریف چابکی

از سال 1991 به بعد پژوهش گران بسیاری در زمینه چابکی فعالیت کرده اند و هرکدام تعاریف متعددی ارائه کرده اند که به برخی از آنها اشاره می شود :

چابکی به معنای توانایی هر سازمانی برای حسگری، ادراک و پیش بینی تغییرات موجود در محیط کاری است. چنین سازمانی باید بتواند تغییرات محیطی را تشخیص داده، به آنها به عنوان عوامل رشد و شکوفایی بنگرد. جایی دیگر چابکی توانایی فائق آمدن بر چالش های غیرمنتظره برای رویارویی با تهدیدهای بی سابقة محیط کاری و کسب مزیت و سود از تغییرات به عنوان فرصتهای رشد و پیشرفت تعریف شده است (ژانگ و شریفی،1999).

چابکی توانایی رونق و شکوفایی در محیط دارای تغییر مداوم و غیرقابل پیش بینی است. از این بابت، سازمان ها نباید از تغییرات محیط کاری خود هراس داشته، از آنها دوری کنند؛ بلکه باید تغییر را فرصتی برای کسب مزیت رقابتی در محیط بازار تصور کنند. چابکی را می توان به صورت هم راستایی نزدیک سازمان با نیازهای متغیرکاری در جهت کسب مزیت رقابتی تعریف کرد. در چنین سازمانی، هدف های کارکنان با هدف های سازمان در یک راستا قرار داشته و این دو توأم با یکدیگر درصدد هستند تا به نیازهای متغیر مشتریان پاسخ مناسبی بدهند. به توانایی خلاقیت و پاسخ گویی به تغییرات به منظور رسیدن به منافع مورد نظر در یک محیط متلاطم کسب و کار و به توانایی برقراری تعادل بین انعطاف پذیری و ثبات و پایداری گفته می شود. انعطاف پذیری، پاسخ به تغییرات برنامه ریزی شده است، در حالی که چابک بودن محدودیت های تغییر را در حالت حداقلی می بیند و هر تغییری (غیر قابل پیش بینی و برنامه ریزی نشده) را محتمل می داند ( هایگس میت، 2004).

چابکي عبارتست از مجموعه توا نمنديها و شايستگي ها که باعث بقا و پيشرفت سازمان در محيط کسب و کار ميشود ( فتحیان وشیخ،1390)

کاید[1] یکی از جامع ترین تعریف هاي چابکی سازمانی را این گونه ذکر می کند: سازمان چابک یک کسب وکار باسرعت، سازگار و آگاهانه است که قابلیت سازگاري سریع در واکنش به تحولات و وقایع غیرمنتظره پیش بینی نشده، فرصتهاي بازار و نیازمندیهاي مشتري را دارد. در چنین کسب وکاري فرایندها و ساختارهایی یافت می شود که سرعت، انطباق و استحکام را تسهیل کرده داراي سازمان هماهنگ و منظمی است که  توانایی نیل به عملکرد رقابتی در محیط تجاري کاملاً پویا و غیرقابل پیش بینی را دارد (کاید، 2000).

این تعریف ها از چابکی، سازمان را پویا، موقعیت گرا، تغییرپذیر، و رشد محور تجسم می کنند. علت تمایل به پویایی در این است که شرایطی که امروزه از اثر آنها، یک سازمان به چابکی می رسد، ممکن است فردا مؤثر و اثربخش نباشد. علت موقعیت گرایی نیز آن است که محیط بازار بر سطح چابکی مورد نیاز تأثیر می گذارد. دلیل تغییرپذیري نیز این است که چابکی در گرو حرکت سازمان به سمت سازگاري و تطابق است. آخرین مورد، چابکی به صورت رشد محور است که از راه تواناي سازمان براي ادراك و تصدیق مجدد چشم انداز، بازسازي استراتژي ها ، و نوآوري در فنون و تکنیک ها مصداق می یابد (شهائی،1387 ).

2-2-3- مدل جامع چابکی

یکی از مدلهای بسیار جامع برای رسیدن به چابکی مدل ارائه شده ژانگ و شریفی(2000) میباشد .این مدل در شکل زیر امده است. این مدل شامل سه قسمت اصلی از جمله : محرک های چابکی ( همان تغییراتی هستند که در محیط سازمان رخ میدهد و می توانند شرکت را در جهت موقعیت های جدید و بدست اوردن مزیتهای رقابتی هدایت نمایند) ، توانمندیهای چابکی ( قدرت مورد نیاز برای پاسخ دادن به تغییرات را فراهم می کنند) و فراهم کننده های چابکی ( ابزاری هستند که از طریق آنها می توان به توانایی های مورد نیاز دست یافت) میباشد. توانمدیهای چابکی نیز شامل پاسخگویی‌، سرعت سازمان‌، انعطاف پذیری سازمان و شایستگی میباشد .

سرعت شامل مواردی همچون ، سرعت در توسعه مهارتهای جدید، پاسخگویی سریع به تغییراتی که در نیازهای مشتریان و حالت های بازار رخ میدهد و نیز سرعت در کسب مهارتهای لازم برای تغییر فرآیندهای کسب و کار می باشد

[1] kid

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

بررسی تاثیر فناوری اطلاعات و ارتباطات بر چابکی سازمان‌ها‌ ( مطالعه موردی: شرکت پتروشیمی کرمانشاه، بزرگترین تولید‌کننده اوره در غرب کشور)