مفاهیم  :

شخصيت

کلمه شخصیت معادل کلمه Personality انگلیسی یا Personalite فرانسوی است که خود از ریشه لاتین Persona گرفته شده و به معنی نقاب یا ماسکی بود که در یونان و روم قدیم بازیگران متاثر بر چهره می‌گذاشتند. این تعبیر اشاره بر این مطلب دارد که شخصیت هر کسی ماسکی است که بر چهره می زند تا وجه تمایز او از دیگران باشد (کریمی، 1384).

وقتی از شخصیت حرف زده می شود منظور در نظر داشتن بسیاری از ویژگی های فرد است. کلیت یا مجموعه ای از صفات مختلف که از ویژگی های جسمانی سطحی فراتر می رود و تعداد زیادی از ویژگی های ذهنی، اجتماعی و هیجانی را در بر می گیرد. صفت، ویژگی یا کیفیت تمایز کننده شخصی است . برخی روانشناسان صفات را بلوک یا واحدهای سازنده شخصیت می دانند برخی از روانشناسان به این نتیجه رسیده اند که پژوهش های جدید شخصیت عمدتا می بایست بر پایه صفت قرار داشته باشد. در دهه 1960 والتر میشل[1] باعث مجادله ای در روانشناسی شد که درباره تاثیر نسبی متغیرهای شخصی پایدار مثل صفات، نیازها و همچنین تاثیر متغیرهای مربوط به موقعیت بر رفتار بود و این جر و بحث تا پایان 1980 ادامه یافت و اغلب روانشناسان شخصیت با پذیر رویکرد تعاملی به این نتیجه رسیدند که برای تبیین کاملی از ماهیت انسان صفات شخصی پایدار جنبه های متغیر موقعیت و تعامل بین آن ها را باید در نظر داشت (شولتز[2]، 1998؛ ترجمه سید محمدی 1385).

 

تعاریف شخصیت :

نظریه اهمیت مطالعه شخصیت و نقش آن در شناخت رفتار، در سراسر تاریخ روانشناس جایگاه ویژه ای به شخصیت داده است. برای شناخت دقیق واژه شخصیت باید به ریشه این واژه توجه کرد. برای تعریف دقیق شخصیت در حال حاضر تعریف واحدی که مورد توافق همگان باشد، وجود ندارد. بعضی روانشناسان شخصیت، جنبه های بیوشیمیایی و فیزیولوژیکی کنش انسان را مطالعه می کنند گروه دیگر به افراد و رفتار مشهود آنها توجه می کنند (پروین، 1381).

صاحب نظران حوزه شخصیت و روانشناسی از کلمه شخصیت تعریف های گوناگون ارائه داده اند شخصیت هر فرد همان الگوی کلی یا همسازی ساختمان بدنی، رفتار، علایق، استعدادها و صفات دیگر است. بدین ترتیب می توان گفت که منظور شخصیت مجموعه کامل خصوصیات و صفات فرد است ( مان [3]، 1992) ایزدی (1351) شخصیت را مجموعه تفکیک ناپذیر آن خصایص بدنی و نفسانی می داند که شناخته شده دوستان نزدیک شخص است یا به عبارت دیگر آن نقاب یا ماسکی که فرد برای سازش با محیط که در حقیقت نوعی از بازیگری در صحنه زندگی است، به چهره خود نهاده است. همچنین فرگوسن [4](1970) معتقد است : شخصیت الگویی از رفتار اجتماعی و روابط اجتماعی متقابل است بنابراین شخصیت یک فرد مجموعه راه هایی است که او نوعا نسبت به دیگران واکنش یا با آن ها تعامل می کند (کریمی، 1375).

[1] Walter michel

[2] Shoultz.

[3] Maan

[4] Ferguson

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

رابطه پنج عامل بزرگ شخصیت با حل تعارض و سازگاری زناشویی