مدیریت دانش یک رویکرد یکپارچه نظامند به منظور تولید، تشخیص دستیابی ، اشتراک ، ثبت و نگهداری دارایی های ناملموس برای کسب بهره در سازمان می باشد (آقا داود ، 1387).

تعاریف و مفاهیم ارائه شده دربارۀ مدیریت دانش تا اندازه ای بیانگر اصول مدیریت دانش است، با وجود این  داونپورت و پورساک [1](1998 ) در نوشته های خود دانش را چنین طرح می کنند .

  • دانش نشأت گرفته از افکار است و در افکار آنان جای دارد .
  • تسهیم دانش مستلزم اعتماد است.
  • فن آوری رفتارهای دانش جدید را امکان پذیر می سازد.
  • تسهیم دانش تشویق شده و پاداش بگیرد .
  • حمایت مدیران ومنابع ضروری است.
  • دانش ماهیتی خلق شونده دارد و تشویق افراد موجب می شود که دانش به شیوه های غیر منتظره ای گسترش یابد .

نانوکاو تاکوچی[2]( 1995) خلق دانش به معنای فراهم کردن قابلیتی در کل سازمان است که به کمک آن بتوان دانش جدیدی ایجاد و سپس آن را در سرتاسر سازمان پخش کرد .

2-1-2-1) تسهیم دانش

در حال حاضر یکی از بزرگترین چالشهایی که شرکت های دانش بنیان با آن روبه رو هستند در دسترس بودن دانش است که اساساً از طریق رفتار تسهیم دانش ایجاد می گردد . تسهیم دانش را می توان شامل مجموعه از عقاید یا رفتارهایی دانست که منجر به گسترش یادگیری در میان افراد مختلف و یا در یک سازمان واحد می شود . تحقیقات بسیاری عوامل مؤثر بر رفتار تسهیم دانش را از منظرهای گوناگون نظری مورد بررسی قرار دادند . برخی از آنها بر عوامل انگیزشی ماندگار تأکید دارند . ( واسکو و فرج [3]، 2005 ) در حالی که برخی دیگر بر شرایط میان فردی که می توانند رفتار تسهیم دانش را شکل دهند از قبیل سرمایه اجتماعی ، اعتماد ، رضایت ، شبکه اجتماعی و وابستگی به عملکرد های گروهی تأکید دارند چیونگ و لی[4]،(2007) بهره گیری به فرایندهایی اشاره دارد که از طریق آنها دانش موقعیت های مشابه اخذ منفعل و جاری می شود و از طرفی دیگر ، اکتشاف شامل فرایندهایی می شود که از طریق آنها دانش تسهیم شده ، ترکیب شده و دانش جدید ساخته می شود . فرایندی که از طریق آن یک واحد از تجارب واحدی دیگر بهره مند می شود  ( ابراهیمی ، 1391). فرايند مديريت دانش شامل کسب، به اشتراک گذاری و به کار بستن دانش مي شود.کسب دانش که با استفاده از دانش موجود يا اخذ دانش جديد مرتبط مي باشد، توانايي سازمان را در تحقق اثربخش اهداف خود و همين طور، افزايش يادگيری سازماني افزايش مي دهد.از طريق کسب دانش از داخل يا بيرون سازمان)و يا هر دو(، هر عضو سازمان مي تواند توانايي خود را جهت تبديل دانش موجود به دانش جديد و ايجاد دانش جديد افزايش دهد. اخيراً دانشِ کسب شده، ذخيره ی دانش موجود در سازمان را افزايش داده، عدم اطمينان را کاهش داده و فرصت های جديدی را برای به کار بستن دانش و بهره برداری از دانش ايجاد کرده است، که موجب ارتقا توليد نتايج نوآورانه شده است.به اشتراک گذاری دانش  به عنوان يک فرايند کسب و کار تعريف شده است که مستلزم دانش، مهارت و تجربه ی جمعي و توزيع دانش در سراسر واحدهای سازماني مي باشد. به اشتراک گذاری دانش با مبادله ی دانش، تجارب و مهارت های کارکنان در سراسر سازمان به منظور ايجاد روال های جديد و مدل های ذهني سروکار دارد. اعضای سازمان مي توانند از طريق اشتراک دانش در ميان خودشان و يا در واحدهای های مختلف، به آساني به دانش دسترسي داشته باشند و از اين طريق زمان و هزينه ی مورد نياز برای جمع آوری اطلاعات را کاهش دهند و با کاهش زمان و هزينه ی دستيابي به اطلاعات و ايجاد روال ها و مدل های ذهني جديد، سازمان ها مي توانند منابع ارزشمند خودشان را به فرايندهای نوآوری انتقال دهند. علاوه بر اين، اشتراک و مبادله ی دانش، موجب مشارکت بالا در يادگيری، و تشريک مساعي در ايجاد دانش جديد مي شود که برای توسعه ی ايده های نوآورانه حياتي است (کور و مادن 2013). شامل چگونگي تسهيم دانش موجود ، انتقال آن به محل مناسب و مورد نياز، چگونگي انتقال دانش به گونه اي كه قابل دسترسي و استفاده در سازمان باشد و چگونگي انتقال دانش از دانش سازماني از جمله مواردي هستند كه در ادامه كار مديريت دانش مد نظر قرار مي گيرند(آریابرزند،1389).

[1]. Davenport & prusok

[2].nanoka & takeuchi

[3].vasko & ferej

[4] . Cheung & Lee

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

بررسي رابطه مديريت دانش و نوآوری محصول در شركت هاي صنعتي استان گيلان