(2011) زیربناهای مدیریت دانش؛ شامل زیرساخت های سازمانی است که کارایی اقدامات مدیریت دانـش راارتقا می دهد.
هندژیک (2001) زیربنای فنی ؛ ابزاری توانمند در تسهیل تسهیم، ارائه و تبدیل دانش است کـه قابلیـت هـای فـردیکسب دانش را بهبود میدهد.
چانگ و چوانگ (2011) زیربنای ساختاری؛ حدی است که آرایش ساختاری یک سازمان اقدامات مرتبط با دانـش را تقویـتمی کند.
هانگ و لی (2007) زیربنای فرهنگی؛ نظامی از معانی و اعتقادهای مشترک است که بـه وسـیله افـراد سـازمانی شـکلگرفته است و چگونگی عملکرد نآ ها را تعیین میدهد.
چانگ و چوانگ (2011) زیربنای انسانی؛ حدی است که تخصـص افـراد را در حـوزه مشخصـی نشـان مـی دهـد و قابلیـت به کارگیری دانش در تعاملات با دیگران را بهاثبات میرساند.
چانگ و چوانگ (2011) فرایندهای مدیریت دانش ؛ درجه ای است که سازمان منابع دانشی را در سراسر مرزهـای کـارکردیخود خلق، تسهیم و بهکار میگیرد.
نیلسون (2006) اکتساب دانش؛ فرایندی است که دانش موجود و جدید تولیدشده افراد را به خوبی با سیستم دانـشسازمان مرتبط می کند و آن را شکل میدهد.
تسنگ (2010) تبدیل دانش؛ فرایندی اجتماعی است که افراد با دانش متفاوت، ارتباطات متقابل برقرار میکنند و ازاین رو دانش جدیدی را خلق می کنند که کمیت و کیفیـت هـر دو دانـش عینـی و ضـمنی را ارتقـامی دهد.
نیلسون (2006) کاربرد دانش؛ شامل اقدامات مربوط به بهرهگیری از قابلیت های سازمانی بهوسیله دانش تعبیـهشـدهدر خدمات و محصولات قابل معامله، تولید دوباره آنها و عرضه آنها به بازار است.
گلد و همکاران (2001) حفاظت از دانش؛ به توانایی حفظ دانش سازمانی از استفاده نامناسب، غیرقـانونی یـا سـرقت اشـارهمی کند. این فرایند زمانی حیاتی است که دانش برای خلق و حفظ مزیت رقابتی بهکار گرفته شود.
چوی، پون و ویویس
(2008) استراتژی درون محور؛ حدی است که وابستگی سازمانی را به دانش درونـی در ایجـاد دانـش جدیـدمشخص می کند (مانند محصولات و خدمات). دانش درونی ممکن است در مغزهای افراد سازمانی،در رفتار افراد، در نرمافزار، تجهیزات و مانند آن باشد.
چوی و همکاران (2008) استراتژی بیرونی محور؛ حدی است که سازمان دانش را در بیرون از سازمان برای ایجاد دانش جدیدجست وجو می کند (مانند محصولات و خدمات). منـابع مشـترک دانـش بیرونـی شـامل انتشـارات،شرکت های مشاوره، اتحادیههای بین سازمانی، رقبا، مشتریان و دلالان دانش است.
علاوه بر آنچه در بالا آورده شد، استراتژی های مدیریت دانش مـی تواننـد توسـعه و پیشـرفت شرکتها را برای دستیابی به مزیت رقابتی در محیط اقتصاد جهانی، تسـهیل کننـد . ایـن نـوع ازاستراتژی، طرح بالادستی نامیده میشود و طرح ریزی فرایندها، ابزارها و زیربناهـای (سـازمانی وفناورانه) مورد نیاز برای مدیریت شکاف دانش و همچنین دانش اضافی را انجام میدهد (بیلیوو و همکاران، 2011). طـرح اسـتراتژیک مـدیریت دانـش، بـر نیازهـای دانشـی سـازمان و ارزیـابی قابلیتهای آن تمرکز دارد (لیبویتز و هاپکینز، 2004). طبقه بندی هایی برای اسـتراتژی مـدیریتدانش در نظر گرفته شده است. برای مثال، آن را شامل اسـتراتژی کدگـذاری و شخصـی سـازی میدانند (هانسن، نوریا و تیرنی، 1999). طبقه بندی دیگر، شامل استراتژی درون محور و بیرون محور است. استراتژی درونی مدیریت دانش بر ایجاد و تسهیم دانش در درون مرزهای سـازمانی متمرکـزاست؛ در حالی که استراتژی بیرونی مدیریت دانش تلاش دارد تا دانش را از منابع بیرونی کسـب یـاتقلید کند و سپس آن را در سراسر سازمان انتقال دهد (چوی و همکاران، 2008).
به طور کلی پژوهش های انجام شده در حوزه مدیریت دانش و به کارگیری آن براساس نظریه مبتنی بر منابع را میتوان در جدول 3 نشان داد.
جدول 3. سابقه مطالعات گذشته و روششناسی به کاررفته در آنها
روش پژوهش متغیرها پژوهشگران
مدل سازی شایستگیهای محوری، مزیت رقابتی، عملکرد سازمانی. پاراهالند و همل (1990)
تجربی شایستگیهای محـوری، تغییـرات بـازار، تغییـرات فنـاوری، عملکـردسازمانی. وانگ و همکاران (2004)
مدل سازی زیربناهای مـدیریت دانـش، فراینـدهای مـدیریت دانـش، شایسـتگیمحوری. شعبانی (1390)
مدل سازی زیربناهای مدیریت دانش، فرایندهای خلق دانش، خلاقیـت، عملکـردسازمانی. چوی (2000)
تجربی قابلیتهای زیربنایی و فرایندی مدیریت دانش، عملکرد سازمانی. گلد و همکاران (2001)
تجربی قابلیت مدیریت دانش، منابع مدیریت دانش، مزیت رقابتی. چانگ (2004)
تجربی زیربناهای مدیریت دانش، اسـتراتژی سـازمانی، فراینـد های مـدیریتدانش، عملکرد شرکت. چانگ و چوانگ (2011)
تجربی قابلیتها، فرایندها و عملکرد مدیریت دانش. لی و لی (2007)
فرضیهها و مدل پژوهش
فرضیههای پژوهش حاضر برپایه عبـارات نظـری برگرفتـه از مـرور ادبیـات اسـتوار اسـت. ایـنفرضیه ها از طریق متغیرهای زیر بیان شده است.
زیربناهای مدیریت دانش و شایستگیهای محوری
هدف مدیریت دانش شکستن مرزها، ارتقای دانش و تسریع تبادل دانش است (وو، لـی و وانـگ ، 2007). از این رو، چگونگی توسعه مدیریت دانش برای افزایش نوآوری و ایجاد محصولات جدید یکی از مهمترین مباحث در رقابت تجاری قلمداد مـی شـود (چانـگ و همکـاران ، 2002). اساسـاًمدیریت دانش منشأ اولیه تمام شایستگیها و قابلیتهای محـوری اسـت (لـی ، هیـت و بتـیس، 1996). به بیان دیگر مزیت رقابتی ممتاز زمانی به دست می آید کـه سـازمان شایسـتگی محـوریممتازی مانند مدیریت دانش را ایجاد کند (هافمن، هولشـر و شـریف ، 2005). نقـش زیربناهـایمدیریت دانش حمایـت از ابتکـارات مـدیریت دانـش اسـت (گـاش و اسـکات، 2008)؛ چنانکـهفعالیت های مدیریت دانش منجر به مزیت رقابتی می شوند. این جزء از مدیریت دانش، اسـتراتژیسازمانی را در جهت فلسفه مدیریت دانش تنظیم میکند (لاچراس و پولودی، 2003). برای مثال، شای (2003) معتقد است که پیشرفت شایستگی دانش بازاریابی، از طریق به کارگیری زیربناهای مدیریت دانش، به ارتقای ابداعات بازاریابی و محصول و همچنین کسـب مزیـت رقـابتی ممتـاز منجر می شود. از این رو فرض میشود که:
فرضیه 1: زیربناهای مدیریت دانش اثر مثبت و معناداری بر شایستگی های محوری دارند.
فرایندهای مدیریت دانش و شایستگیهای محوری
دانش و به خصوص فرایندهای تولید، توسعه و کاربرد دانش، منبع کلیدی یا اسـتراتژیک سـازمان بهشمار میرود و درنتیجه عنصر اساسی تجزیه و تحلیل برنامه استراتژیک در نظر گرفته میشـود (لوپز، 2005)؛ به طوری که فرایندهای مدیریت دانش براساس دیدگاه مبتنی بر منابع میتوانند، به ارزش و پیچیدگی منابع دانشی در سلسله مراتب شایستگی ها بیفزایند و آنهـا را بـهمثابـه مبنـاییبرای کسب شایستگیهای محوری در کل سازمان آماده کنند (شعبانی، 1390). همچنین شـدتتعامل مداوم میان دانش، پیش زمینه و پسزمینه ای است که شایستگی های محوری و به تبـع آن ، مزیت رقابتی را برای سازمان ها در پی دارد. مدیریت دانش فرایند خلق، معتبرسازی ، ارائه، توزیـعو کاربردی است که به سازمانها، امکـان یـادگیری، بـازنگری، فراموشـی و یـادگیری مجـدد را میدهد و معمولاً مبنایی برای ایجاد، حفظ و کسب دوباره شایستگیهـای محـوری اسـت (بـات،2001). از این رو فرض میشود که:
فرضیه 2: فرایندهای مدیریت دانش اثر مثبت و معنا داری بر شایستگیهای محوری دارند.

استراتژیهای مدیریت دانش و شایستگی های محوری
اغلب سازمانها در حال حاضر استراتژی مدیریت دانش را به کار می برند؛ زیرا آن را پایه و اساسی برای ایجاد مزیت رقابتی می دانند (کالست و کونامی، 2001؛ پورامجا و سیکل، 2005). به عـلاوه ، چگونگی استفاده از استراتژی های مدیریت دانش، تعیین کننده موفقیت و شکست مدیریت دانـشاست. آنها همراستایی مناسب فرایندها، فرهنگ، سـاختار و فنـاوری اطلاعـات را بـا فراینـد های ایجاد، تسهیم و کاربرد دانش آرایش می دهند که این کـار بـه ارتقـای عملکـرد سـازمانی منجـر میشود (چوی و همکاران، 2008). از همین رو، استراتژی مدیریت دانش میتواند توسـعه دهنـده منابع و قابلیتهای دانش مبنـا بـرای ایجـاد مزیـت رقـابتی در نظـر گرفتـه شـود (زاک، 1999).
همچنین سازمانهـا مـیتواننـد از مزایـای مـدیریت دانـش بـا اتخـاذ اسـتراتژی درون محـور و بیرونمحور در ایجاد قابلیتهای سازمانی بهره مند شـوند ( چـوی و همکـاران، 2008). از ایـن روفرض میشود که:
فرضیه 3: استراتژی های مدیریت دانش اثر مثبت و معنا داری بر شایستگیهای محوری دارند.
زیربناها و فرایندهای مدیریت دانش
بهکارگیری چارچوب مطلوب دانش، مستلزم درک زیربناهای حمایت از فرایندهای کسب، انتقـالو ذخیره دانش عینی و ضمنی است. این موضوع شامل هماهنگی و ادغـام فراینـدهای چندگانـه،ابزارهای فناوری و افراد با نقشهای متفاوت در سـازمان اسـت (سـپدا و ورا، 2007). زیربناهـایمدیریت دانش، پیکره مدیریت دانش اند که مبنایی برای چرخـه حیـات مـدیریت دانـش در نظـرگرفته میشوند (داونپورت و ولپل، 2001). زیربنای مدیریت دانش، سازوکار سازمانی برای ایجـاددانش پیوسته و هدفمند تعریف شده است (کروگ، نوناکـام و ابـن، 2001). زیربناهـای مـدیریتدانش را برای نگهداشت عملی و مفید دانش عینی و ضمنی در شبکه ضروری میداننـد (لاتمـن ، کاپک، استیگلیتز و فچرین، 2007) ؛ بهطوری که برای انتقال دانش، علاوه بر ارتباطـات مسـتقیم چهره بهچهره، وجود زیربنای مدیریت دانش نیز ضروری است (پرابست و رایـیش، 2005). از ایـنرو فرض میشود که:
فرضیه 4: زیربناهای مدیریت دانش اثر مثبت و معنا داری بر فرایندهای مدیریت دانش دارند.
استراتژیهای مدیریت دانش و فرایندهای مدیریت دانش
یافتههای پژوهشی بیانگر این است که چگونگی همراستایی استراتژی مدیریت دانش با چهار گام خلق دانش، شامل اجتمـاعی سـازی، بیرونـیسـازی، ترکیـب و درونـی سـازی اهمیـت مـی یابـد.
فرایندهای مدیریت دانش باید با استفاده از استراتژی مناسب دانشی هدایت شود؛ بـه طـوری کـهتناسب بین این متغیرها منجر به بهبود عملکرد سازمانی شود (چوی و لی، 2002). به بیان دیگر، هدف استراتژی مدیریت دانش، معطوف به پشتیبانی از سازمانی با مشخصات سازمان یادگیرنـدهیا ماهر در ایجاد، کسب و تبادل دانش و سازمانی اسـت کـه توانـایی اصـلاح رفتـار خـود بـرایانعکاس دانش و بصیرت جدید داشته باشد (کاتنر، اور، اسـپاولدینگ و گـودی ، 1997). از ایـن روفرض میشود که:
فرضیه 5: استراتژی های مدیریت دانش اثر مثبت و معناداری بر فراینـد های مـدیریت دانـشدارند.
اثر میانجی فرایندهای مدیریت دانش
فرضیههای قبلی از ارتباط میان زیربناهـا، اسـتراتژی و فراینـد های مـدیریت دانـش و همچنـین شایستگیهای محوری مشتق شدند. مطالعات گذشته نشان میدهد که فرایندهای مدیریت دانش نقشی میانجی را در تبدیل منابع سازمانی به مزیت رقابتی یا عملکرد سِازمانی و… بازی مـی کنـد .
برای مثال در پژوهشی، قابلیت فرایندی مدیریت دانش، متغیر میانجی استراتژی مدیریت دانـش، خصیصههای سازمانی و عملکرد مدیریت دانش در نظر گرفته شده است (بیلیوو، برنشتاین و شیه، 2011). همچنین تأثیر اقدامات استراتژیک منابع انسـانی بـر عملکـرد نـوآوری، از طریـق تـأثیر میانجی قابلیت مدیریت دانش بررسی شده است (چوی، 2000). ژنگ، یانگ و مک لـین (2010) دریافتند که مدیریت دانش نقش معناداری در میانجیِ روابط میان فرهنـگ، سـاختار و اسـتراتژیسازمانی با اثربخشی سازمانی دارد. بنابراین فرایندهای مدیریت دانش در پـژوهش حاضـر متغیـرمیانجی معرفی می شود که نقش واسطهای را در ارتباط میان متغیرهـای مسـتقل و وابسـته ایفـا میکند. از این رو، علاوه بر فرضیه های مطرح شده در بالا، دو فرضیه دیگری که با نقش میـانجیفرایندهای مدیریت دانش میتواند اضافه شود، عبارت است از:
فرضیه 6: زیربناهای مدیریت دانش به طور غیر مستقیم بر شایستگیهای محـوری از طریـقفرایندهای مدیریت دانش تأثیر مثبت و معناداری دارند.

فرضیه 7: استراتژی های مدیریت دانش بهطور غیر مستقیم بـر شایسـتگی هـای محـوری از طریق فرایندهای مدیریت دانش تأثیر مثبت و معناداری دارد.
مدل پژوهش در شکل 1 آورده شده است. این مدل براساس فرضیههای پیش گفته شده است که ارتباط میان متغیرهای قابلیتهای زیربنایی و فرایندی مدیریت دانش، استراتژی های مدیریت دانش و شایستگیهای محوری را نشان می دهد.

شکل 1. مدل پیشنهادی پژوهش
روش شناسی پژوهش
پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی است؛ زیرا مشخصه های یـک پـژوهش کـاربردی را دارد و به دنبال استفاده از نتایج پژوهش برای تعیین چگونگی کسب شایستگی هـای محـوری از طریـقاجزای مدیریت دانش است. از نظر نحوه گردآوری دادهها نیز، در دسته پژوهش هـای توصـیفی ازنوع همبستگی بهشمار می آید.
جامعه آماری پژوهش حاضر، متشکل از مدیران شرکت ایرانخودرو در سه سطح سرپرسـتان،مدیران میانی و مدیران ارشد به تعداد 400 نفر است که برای انتخاب آنها از روش نمونـه گیـریتصادفی طبقه ای بهره جویی شده است. بر اساس جدول مورگان برای جامعه آماری با تعـداد 400 نفر، 186 نفر پیشنهاد میشود، اما برای اطمینان بیشتر 230 پرسشنامه توزیع شد که از این تعداد امکان استفاده از 198 نسخه وجود داشت.
ابزار گردآوری داده های این پژوهش، پرسشنامه است. پرسشنامه این پژوهش از چهار بخـشاصلی تشکیل شده است. بخش اول شامل 12 گویه برگرفته از چانگ (2004) است که با استفاده از آنها داده های مربوط به چهار بعد زیربنـایی مـدیریت دانـش گـردآوری مـی شـود. بخـش دومپرسشنامه شامل 7 سؤال برگرفته از چوی و همکاران (2008)، به استراتژی های درونی و بیرونی مدیریت دانش مربوط می شود. قسمت سوم از 14 گویه برگرفتـه از گلـد و همکـاران (2001) در مورد فرایندهای مدیریت دانش است. درنهایت سؤال های مربوط به شایسـتگی هـای محـوری ازوانگ و همکاران (2004) اقتباس شده است که شامل 14 گویه برای سنجش سه نوع شایستگی محوری است. به منظور اندازه گیری قابلیت اعتماد، نمونه اولیه شامل 30 پرسشـنامه پـیشآزمـونشد و سپس با استفاده از داده های به دستآمده از این پرسشنامه ها و بـه کمـک نـرم افـزار آمـاریSPSS، میزان ضریب اعتماد با روش آلفای کرونباخ برای این ابزار محاسبه شد. با توجه به اینکه تمام مقادیر آلفای کرونباخ بزرگتر از 70/0 است، می توان گفت که ابزار به کاربرده شـده از قابلیـت اعتماد یا پایایی لازم برخوردار است. همچنین در این پژوهش برای سنجش روایی ابزار گردآوری دادهها از روایی محتوا و تحلیل عاملی تأییدی استفاده شده است. نتایج تحلیل عاملی تأییـدی بـا استفاده از نرمافزار LISREL، تناسب مدلهای چهارگانه اندازه گیری با دادههای جمع آوری شـدهرا نشان می دهد؛ بهطوری که برای شاخص های تناسب مقادیر مناسبی بهدست آمد. براین اسـاسپرسشنامه پژوهش از قابلیت اتکا و روایی مناسب برخوردار است.
یافتههای پژوهش
ابتدا با اجرای آزمون همبستگی پیرسون، مشخص شد که رابطه معناداری میان اجـزای مـدیریتدانش و انواع شایستگی های محوری وجود دارد. جدول 4 کیفیت این روابط را نشان می دهد.

جدول 4. همبستگی بین اجزای مدیریت دانش و انواع شایستگی های محوری
6 5 4 3 2 1
1 1. زیربنای فنی
1 0/495** 2. زیربنای ساختاری
1 0/668** 0/378** 3. زیربنای فرهنگی
1 0/547** 0/538** 0/261** 4. زیربنای انسانی
1 0/430** 0/596** 0/462** 0/258** 5. استراتژی درون محور
1 0/580** 0/285** 0/416** 0/339** 0/159** 6. استراتژی بیرون محور
0/420** 0/424** 0/280** 0/402** 0/435** 0/362** 7. اکتساب دانش
0/287** 0/338** 0/200** 0/316** 0/346** 0/273** 8. تبدیل دانش
0/344** 0/292** 0/298** 0/327** 0/325** 0/277** 9. کاربرد دانش
0/387** 0/439** 0/333** 0/417** 0/423** 0/364** 10. حفاظت از دانش
0/290** 0/492** 0/400** 0/419** 0/401** 0/216** 11. شایستگی بازاریابی
0/254** 0/278** 0/245** 0/311** 0/258** 0/175** 12. شایستگی فناورانه
0/267** 0/269** 0/071 0/141* 0/190** 0/284** 13. شایستگی انسجام

ادامه جدول 4
12 11 10 9 8 7

1 زیربنای فنی
زیربنای ساختاری
زیربنای فرهنگی
زیربنای انسانی
استراتزی درون محور
استراتژی بیرون محور
اکتساب دانش
1 0/597** 8. تبدیل دانش
1 0/527** 0/562** 9. کاربرد دانش
1 0/582** 0/559** 0/662** 10. حفاظت از دانش
1 0/413** 0/289** 0/235** 0/299** 11. شایستگی بازاریابی
1 0/188** 0/357** 0/208** 0/223** 0/358** 12. شایستگی فناورانه
0/111 0/167** 0/251** 0/198 0/165** 0/281** 13. شایستگی انسجام
*. معنادار در سطح05/0
**. معنادار در سطح 01/0

با توجه به نتایج آزمون همبستگی نشان داده شده در جدول 4، سطح معناداری مشاهده شـده در بیشتر رابطه های میان اجزای مدیریت دانش و شایستگی های محوری، کمتر از 1 درصد است، پس با اطمینان 99 درصد میتوان گفت؛ از یک سـو بـین زیربناهـا، فراینـد ها و اسـتراتژیهـایمدیریت دانش رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و از سوی دیگـر ، بـین انـواع شایسـتگیهـایمحوری نیز رابطه مثبت و معنادار تأیید می شود. درنهایت برخی از روابط میان زیربناها، فرایندها و استراتژی های مدیریت دانش با انواع شایستگی های محوری در سطح 01/0 و 05/0 معنادارند و برخی از روابط نیز معنادار نیستند. برای مثال، زیربنای انسانی و شایسـتگی هـای انسـجام رابطـه معناداری با یکدیگر ندارند. پس از استخراج روابط در سطح خرد، تـ أثیر مسـتقیم و غیـر مسـتقیماجزای مدیریت دانش بر شایستگی های محوری با اسـتفاده از مـدل سـازی معـادلات سـاختاریسنجیده شد که نتایج آن در شکل 2 نشان داده شده است. جدول 5 نیز نتایج آزمون فرضیه هـا را بر حسب ضریب مسیر (استاندارد شده)، ارزش t در سطح معناداری 01/0 و همچنین شاخص های برازش مدل ساختاری، نشان می دهد.

شکل
2
.
شایستگی

کسب

ساختاری

مدل

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

محوری

های

شکل

2

.

  • 1

پاسخ دهید